بازاريابي شبكه اي اصطلاحي نابجا براي NETWORK MARKETING
براي شناخت هرواژه ، بايد محدوده اي را كه براي آن تعريف شده ، مدنظر قرارداد . نميتوان از واژه اي كه براي سيستم يا محدوده خاصي تعريف شده در سيستم ها و محل هاي ديگر استفاده نمود .
ضرب المثل " خر ما از كُرّه گي دُم نداشت " را نميتوان در اروپا استفاده كرد و با ترجمه تحت اللفظي ، معادل تراشي نمود (زبان شناسان بهتر ميدانند)
در اين رابطه بسياري ازواژه ها مظلوم واقع شده و تصوري كه در اذهان نقش بسته است ، معنا و جايگاه واقعي آنرا مخدوش نموده است .
شايد يكي از مظلوم ترين اين واژه ها كه خوشبختانه يا بدبختانه سرزبانها و متاسفانه سرزبان متخصصين هم افتاده ، واژه بازاريابي شبکه ای است كه براي ترجمه لغتNETWORK MARKETING فروش شبكه اي ! درنظرگرفته شده است بازاريابي اصطلاحي است خاص تجارت سنتي(مربوط به قبل از تجارت مدرن كامپيوتري و اينترنتي!) و هيچ ربطی به تجارت مدرن ندارد.
در سيستم تجارت سنتي ، فروش كالا دست به دست از واسطه هاي مختلفي عبورميكند و بازارياب نيز يكي از آنهاست و يا چند تا از آنهاست و وابسته به هركدام از واسطه ها اسفا ! بحال خريدار !! و همه اين ها تنها خير و بركتشان ، افزايش قيمت اجناس و ضربه زدن به اقتصاد كشورها و جهان است !
اما ميخواهيم منصفانه قضاوت كنيم كه بازارياب يا ويزيتور در تجارت سنتي از چه جايگاهي برخورداراست ؟ و در سيستم تجارت مدرن چه جايگاهي دارد ؟ و آيا اصولا" جايگاهي دارد يانه ؟!
مشخصات بازارياب ( درسيستم تجارت قديم ! سنتي)
1- فردي است با شخصيت حقوقي كه وابسته به شركت و كارخانه ايست و براي فروش اجناس آن ، دوره مي افتد و تبليغ ميكند .
2- بازارياب براي خودش جنس نمي خرد . بنابراين در اين رابطه بعنوان واسطه ، هرجنس و يا محصولي را ميتواند در بازاريابي مدنظر قرار دهد .
3- فرد بازارياب هيچ حساسيتي نسبت به جنس و حتي كارخانه ندارد چرا كه در صدد فروش بيشتر است و در ازاي فعاليت درصد يا حقوقي را دريافت ميكند .
4- بروشورها ، كاتالوگها و مدارك تبليغ ، به رايگان در اختيار ويزيتور و بازارياب قرارداده ميشود. و او بدون هيچ نگرشي از آنها استفاده ميكند و اگر بارها و بارها گم شوند دوباره در اختيارش قرار ميگيرند .
5- بازارياب در حقيقت نماينده و وابسته به شركت يا كارخانه است و اگر موقعيت ايجاب كند ، خودش را بعنوان صاحب كالا هم معرفي ميكند : " من اين جنسها را دارم . . . من اين جنسها را برايتان مي آورم (از انبارم!). . .اينها را بعنوان نمونه هاي توليدم آورده ام ، بچه ها نبودند ، اجبارا" خودم شرفياب شدم" !!!
6- بدليل فعاليتهاي متفاوت بازاريابان ، ميزان حقوق ، مزايا و پورسانتهاي آنها متفاوت است . بازارياب زرنگ ، زبده وسروزبان دار ! درآمد بيشتري دارد .
7- بازارياب ، با اجتماع روبروست و بنابراين بايد از روابط عمومي بالا ، خوش برخوردي و خوش تيپي و . . . !!! برخوردارباشد ( برويدسراغ آگهي هاي " استخدام بازارياب " و ببينيد در اين فضاي محدود و غيرمجاز بودن خيلي چيزها ! چه غوغائي براه انداخته اند .)
اين نوع ارتباطات ، از ويزيتورها ، افرادي جسور و گاه پر رو ميسازد كه بارها و بارها " نه" شنيدن را به جان ميخرند تا بالاخره فروش جنس ( هرچي كه هست ! ) انجام شود ودرصد و حقوق مربوطه دريافت شود.
توجه عزيزان را به اين نكته بسيار مهم جلب ميكنم كه اين مفاهيم از جايگاه ويژه اي در تجارت سنتي برخوردار است و درسيستم مدرن NETWORK MARKETING) فروش شبكه اي) ازهيچ جايگاهي برخوردار نيست و انقلاب بزرگي دراين ارزشها پديد آمده است چرا كه سيستم جديد متكاملتر است و نويد " جهاني جديد " را ميدهد !
تك تك بندهاي هفتگانه فوق را با مشتري يا فروشنده شبكه اي مقايسه ميكنيم :
1- مشتري شبكه اي (كه در عين حال فروشنده شبكه اي نيز هست ! ) شخصي حقيقي است ، بنابراين وابسته به هيچ كارخانه اي وفروشگاهي و توليدكننده اي نيست ! فقط يك مشتري است كه دوست دارد بلافاصله به معرف كالا تبديل شود و ميتواند و مختار است كه تبديل هم نشود !
2- فروشنده شبكه اي ! در سيستم جديد ، هرجنسي را نمي خرد ، بلكه از بين دهها محصول , يكي را انتخاب ميكند و اول از همه خودش مي خرد !!!! و بهيچ وجه حقوق و مزايائي را ازشركت دريافت نمي كند . آنچه دريافت ميكند پاداش و جايزه معرفي كالا به عزيزان و دوستان خودش ميباشد ! فقط همين !
البته يادآوري اين نكته را ضروري مي بينيم كه خيلي از شركتها و سازمانها ممكن است بنام NETWORK MARKETING كاركنند و متاسفانه يا اصلا" كالائي حقيقي ارئه ندهند يا ممكن است فقط يك محصول داشته باشند كه همه اين نمونه ها هم ربطي به اصل تعريف شده NETWORK MARKETING ندارد و در مقاله ديگري بررسي خواهد شد .
3- فروشنده شبكه اي هم به جنسي كه ميخرد حساس است و هم برايش مهم است كه فقط به بعضي از بهترين نزديكان و دوستانش معرفي كند ( اگر كسي غير از اين عمل كرد ، هنوز در فضاي ذهني سنتي نفس ميكشد ! كه بدترين آفت تجارت مدرن است )
4- بروشورها ، كاتالوگها و مدارك جانبي ديگر ، ابزار معرفي هستند و خودش آنها را ميخرد يا تهيه ميكند و مالك آنهاست و در اين راستا بيشترين هدفش توضيح سيستم تجاري نوين و پلان كاري مترقي آن است ، نه تبليغ جنس و محصول كمپاني! چون ميخواهد بهترين نزديكانش نيز با او شراكت نمايند !
5- فروشنده شبكه اي ( مشتري شبكه اي ) هيچ ربطي به شركت ، كمپاني يا كارخانه ندارد !!! هيچ حقي بابت خريد از كمپاني و مشتري شدنش به اوتعلق نمي گيرد !!! بهيچ وجه و بهيچ وجه و بهيچ وجه نه عضو شركت است ، نه عضو سازماني وابسته به شركت است !! نه كارمندشركت است !! نه ويزيتور و بازارياب شركت است !!! و نه حتي نماينده شركت يا فروشنده شركت !!! ( عجب معجوني است اين NETWORK MARKETING و جاي ايرادي نيست كه هركس بر اساس ذهنيت سنتي خودش هركدام از اين عناوين را دستاويز قرارداده و اين تجارت متكامل را انگ باران ميكند !!!)
هيچكاره هيچ كاره است. . . او فقط و فقط يك مشتري است . . . همين و همين !!!
او كالائي را خريده و درازاي معرفي آن به عزيزترين نزديكانش ، از كمپاني مربوطه ، پاداشي مشتري مآبانه دريافت ميكند ( ولي سيستماتيك و با حساب و كتاب ، . . . تا حق كسي ضايع نشود و كار را به كامپيوتر سپرده ، چون بالاخره و بهرحال بشر جايزالخطا است !!! ) . شما هم بجاي كمپاني بوديد ، همين كار را ميكرديد و چنين مشتري عزيزي را روي سرتان ميگذاشتيد و حلوا حلوا ميكرديد .
6- دراين صنعت مدرن و انقلابي ، مشتري برحسب امتياز اجناسي كه خريداري كرده و نيز تعداد فروش آنها و به شرط تعادل ( براي حذف تبعيض هميشگي تاريخ يعني سیستم ابدي زمان و مكان !!! ) و به نسبت مساوي ( براي همه ) سهم مي برد و مثلا" در ازاي هرفروش يك امتيازي ، فلان قدر دلار ... نه كمتر و نه بيشتر ...
7- چون هر مشتري در دايره نفوذ خودش فعاليت ميكند ، همان آدم هميشگي است !!! و نياز به اطوارهاي سنتي براي معرفي كالا ندارد و روابط عمومي و حقه و كلك ، بي روابط عمومي و حقه و كلك ... !!!
دقت كنيد كه در فروش شبكه اي ( NETWORK MARKETING ) مشتري كه به غلط ، بازارياب شبکه ای خطاب ميشود ، هيچ ارتباط و ربط سازماني به شركت يا كمپاني مربوطه ندارد ( قوانينش را بخوانيد تا باورتان شود ) و موجودي كاملا" مستقل است. بهمين دليل تخلفات احتمالي او به شركت و تخلفات شركت به او ربطي نخواهد داشت. شما از مغازه اي جنسي خريده ايد و جايزه اي دريافت كرده ايد ( 13 تا بخر 14 تا ببر ) همين ، شما را چه به تخلفات او و او را چه به تخلفات شما. هر كسي مسئول اعمال خودش است و چون بعنوان يك شهروند جهاني خريد ميكند تنها مرجع شكايتش پليس جهاني است و پليس و حسابرس اينترنتی !!!
مي بينيد كه واژه "ويزيتور" و " بازارياب " همانقدر در اين تجارت خنده دار است كه واژه "مدير" بجاي راهبر ( راهنما )
بالطبع ، اگر چارچوب ذهني خود را متناسب با تجارت مدرن و الكترونيكي ، بازسازي كنيم ، و اگر صادقانه به راهنمائيهاي متخصصين گوش فرا دهيم ، در دام اصطلاحات و واژه هاي عجيب و غريب و دردسر ساز نخواهيم افتاد .
منبع : Our Gold